گروه های موسیقی شیطانی1

گروه های موسیقی شیطانی1


در این بخش،به اختصار تعدادی از گروه های مطرح شیطان پرست برای شناسایی و اجتناب طرفداران موسیقی،معرّفی می شوند:

1.باکره ی فلزی

این گروه یکی از سبک های هوی متال است که مطابق شیوه ی خاصّ موسیقی خود از ملودی های شرقی،بیش از سایر گروه ها استفاده می کنند.استفاده از ملودی های ایرانی نیز در موسیقی ایشان دیده می شود که شاید به همین دلیل این گروه ها در ایران طرفداران نسبتا زیادی دارد.

سردمداران این گروه نسبت به جنس زن ذهنیت منفی داشته و در بیشتر تصاویر تبلیغی مربوط به آنها،قتل دختران به وضح نشان داده شده است.

2.اسلایر

از گروه های سبک هوی متال است که از سال 1985م اجرای برنامه می نماید.علامت این گروه صلیب و جمجمه است.این گروه یکی از فاسدترین و خشن ترین گروه های غربی است.این گروه مخالفت و تنفر خویش را از زن در برنامه ای نشان دادند که در آن با موافقت دولت آمریکا یک زن اعدامی را خریداری کرده،به طرز فجیعی کشتند و خون او را نوشیدند.شعار آنان این است:«ما از شیطان هستیم و او را پرستش می کنیم.»به همین دلیل برای اجرای برنامه،یک سمت صورت خود را با ریش و سمت دیگر را بدون ریش آرایش می کنند.

3.گروه دبلیو.ای.ای.پی2

این گروه،نام خود را از جمله«ما پیامیران سکس هستیم»3اقتباس کرده است.موسیقی این گروه خشونت زیادی دارد.طرفداران این گروه در نیمه های شب اقدام به شب گردی،ولگردی،اعمال منافی عفّت،هوس بازی و همنجس گرایی می نمایند.

4.گروه رَس4

گروهی که از رپ گرفته شده و نفوذ بیشتری در دختران دارد.اعضا و طرفداران این گروه اغلب دختران شهوت ران و بی مبالات هستند.علامت این گروه،عکس گروه رپ است.

5.گروه بوسه5

این گروه از بدترین گروه های فساد در غرب است که اوج پوچ گرایی و همنجس گرایی در آنان وجود دارد.از خوانندگان معروف آن بعضی6تغییر جنسیت داده اند.آرم این گروه،لکه ی خون پاشیده است که متاسفانه در ایران نیز بر روی شیشه ماشین ها،دیوارها،کلاسورها و...دیده می شود.

6.گروه سِپولچِر7

یکی ازگروه های موسیقی آرژانتینی با عقاید پوچ و مبتذل است.این گروه،اولین برنامه ی خود را در گورستان زندانیان سیاسی مرکز آرژانتین اجرا نمودند.برنامه های آنان توسط شبکه های تلویزیونی و ماهواره ای اسرائیل پخش می شود.ضدیّت با جنس مونّث،همجنس گرایی،مخالفت با هر قانون،اعتیاد به مواد مخدّر،ژولیدگی وضع و خال کوبی روی بدن از مشخصه های بارز این گروه می باشد.

7.گروه نیروانا8

نیروانا نام مستعار یکی از خوانندگان غربی است.خواننده ی اصلی این گروه در سال 1993م خود کشی کرد با مرگ وی هواداران آن نیز متلاشی شدند.

8.گروه تفنگ و رُزها9

از گروه های مهم هوی متال است که از سال 1998م برنامه اجرا می کند.این گروه اعتیاد شدید به مواد مخدّر دارند.آن ها مواد مخدّر را زیر هدبند خود جاسازی می کنند تا هنگام اجرای حرکات دیوانه وار از منفذهای پوست موقع ترشح عرق نفوذ کند.آن ها جوانان را به مواد مخدّر،موسیقی خشن و مبتذل دعوت می کنند.

9.ناپالم دث10

از گروه های هوی متال بوده و از سال 1980 برنامه اجرا می کنند.موسیقی آن ها خشن و حالتی ترسناک دارد.آن ها لباس تمام مشکی پوشیده و اعتیاد مفرط دارند.

10.گروه پِلِی بُوی11

این گروه دارای بزرگ ترین کاباره ها و کازینوها در دنیا است و بزرگ ترین موسّسات چاپ و تکثیر فیلم ها،عکس ها،مجلّات مبتذل و مستهجن را در اختیار دارد.آن ها روابط جنسی را با شنیع ترین وضع تشریح و تبلیغ می کنند.آرم این گروه،کلمه ی خرگوش است و متاسفانه در ایران هم روی خودروها،کلاسور ها،لوازم تحریر،جواهر ها و...دیده می شود.

11.گروه کوئین12

این گروه از سال 1978 تا 1990م برنامه اجرا می کردند و رهبر این گروه که همنجس گرا بود در سال 1990م به علّت بیماری ایدز از دنیا رفت.

12.گروه ای.اچ.ای13

در سال 1998م تشکیل شده و در ایران نیز طرفدارانی داد.جالب است بدانید در ایران گروهی با همین نام به صورت غیر قانونی فیلم ها را زیرنویس کرده و پخش می کنند.برنامه ی این گروه در حال حاضر از شبکه ام.تی.وی پخش می گردد.

13.گروه اعلام مرگ

سبک این گروه هوی متال بوده و شیطان پرست هستند.این گروه از سال 1983م تا به امروز فعالیت می کند.

14.گروه سدوم14

نام گروه اطلاحی برای همنجس گرایی و حیوان گرایی است.این گروه در سال 1985مشروع به کار کرده و سبک آن اسپید ترش15است.این گروه در محل های مخصوصی به همنجس گرایی می پردازند.


1.کریمی،حمید،جهان تاریک،ص 145-140.                         2.w.a.s.p.

3.”We are the Sex prophet”.4                                                              .Ras.

5.Kiss.                               

6.مثل خواننده ای به نامICTکه تغییر جنسیت داده و عضو این گروه است.

7.Sepulcher.به معنای:اتاقی که جسد مردگان را در آن می گذاشتند.

8.Nirvana.9       .Guns & Roses.

10. Napalm Deat.11           .Play Boy.                               

 12.Queen.13               .a.h.a.                                   

13.Sodom(مرکز فساد).

آثار بسم الله الرحمن الرحیم

آثار بسم الله الرحمن الرحیم


بسم الله الرحمن الرحیم یکی از نکات مهم در روابط با اسم باری تعالی می باشد که خود به تنهایی روشن کننده تمام کارهای ما می باشد و به روایتها نقل قول ها شده که به نکاتی مختصر اشاره می کنیم.

1.هر گاه خواستی در نزد بزرگ و کوچک و عام و خواص عزیز و محترم شوی هر روز صبح قبل از آنکه با کسی صحبت کنی ۶۰۰ بار تکرار می کنی

2.هر گاه از شدن درد شکم رنج می بری با طهارت سمت قبله ایستاده و دست راست را بر روی ناحیه ای که درد میکند گذاشته و ۱۱ بار تکرار میکنی

3.هر گاه خواستی شر شیطان را از خود دفع کنی با طهارت ۲۱ بار تکرار می کنی و بر روی یک کاغذ می نویسی

4.هر گاه خواستی دفع بلیات وآفات از زراعتت گردد ۱۰ بار بسم الله الرحمن الرحیم را نوشته و بر روی زراعت خوانده و در زمین دفع میکنیم

5.هر گاه خواستی نزد سلاطین و حکام بروی و ترس در دل داشتی قبل از آنکه حضور برسی ۵۰۰ مرتبه الرحمن الرحیم را بر روی کاغذ نوشته و ۱۵۰ مرتبه بسم الله بر روی آن خوانده و همراه نگهدار

6.هر گاه خواستی از هر آفتی در مسافرت حفظ گردی باید ۱۹۰ مرتبه بسم الله الرحمن الرحیم را نوشته و هم راه خود نگهداری

7.هر گاه زنی حمل خود را سقط می کرد و نمی توانست تا پایان نه ماه نگه دارد باید ۱۰۶ مرتبه بسم الله الرحمن الرحیم را نوشته و همراه خود نگه دارد.

8.هر گاه زنی بار دار نمی شود باید ۱۱۰ مرتبه بسم الله الرحمن الرحیم را نوشته تا به اذن خدا بار دار شود.

9.هر گاه خواستی محبت کسی را در دلش بیفکنی بیاور یک قطعه شیرینی و بر روی آن ۷۸۶ مرتبه بسم الله الرحمن الرحیم خوانده و به خورد مطلوب داده

10.هر گاه خواستی به دنبال کاری بروی و نا امید بودی ۱۰ مرتبه بسم الله الرحمن الرحیم را خوانده و یک حمد و چهار قل را خوانده و حرکت کن.

علت علاقه مندی جوانان ایرانی به موسیقی متال1

علت علاقه مندی جوانان ایرانی به موسیقی متال1

عموما جوانان به علّت مجاورت با این موسیقی ها از طرف دوستان،برادرو...به آن جذب می شوند و کمتر می توان گفت که در آنها علاقه یا استعدادی ذاتی به این موسیقی ها وجود دارد،چرا که این موسیقی ها با فطرت انسانی همخوانی ندارند و با آن در تعارض هستند.

حتی عده ای از طرفداران این موسیقی،واقعا علاقه ای به این موسیقی ندارند ولی برای جلب توجه،به هر طریق ممکن سعی دارند خود را به آن علاقه مند کرده و خود را طرفدار آن نشان دهند.آن ها حتی برای ایجاد علاقه در خود به تمرین و خودآزاری هم می پردازند.علّت اصلی ورود به این موسیقی ها از طرف جوانان،خودنمایی و جلب توجه است.

در مرحله ی دوم،جذابیت های رسانه ای این نوع موسیقی ها از جمله خشونت و مسائل جنسی است.در مرحله ی بعدی فضاهای جنسی این موسیقی ها است که  علاقه مندان از طریق آن می توانند وارد محیط های  پر خطر شوند و در مرحله ی بعدی،روحیه ی اعتراض،عصیان،گریز،انکارو...نهفته در این موسیقی هاست.



1.مقاله ی از موسیقی تا جادو،پایگاه اینترنتی خبری سیمرغ(با تصرف و تلخیص).

نماد های شیطان پرستی

نماد های شیطان پرستی

ذهن انسان می تواند با ایجاد پیوند میان دو پدیده یا مفهوم،ارتباط خاصی آن دو برقرار سازد؛به گونه ای که ذهن با در نظر گرفتن یکی از آنها،به دیگری منتقل می شود.به این عمل ذهن،«تداعی معانی»1می گویند.

«تداعی معانی»در شاخه های مختلف هنر کاربردهای متعدّدی دارد.به عنوان مثال می توان از هنر سینما یاد کرد که تداعی معانی،نقش بسیار مهمی در ایجاد مقصود کار گردان،ایفا می کند.به نمونه ای از تداعی معانی در یک فیلم توجه کنید:در ابتدای فیلم عصر جدید2عده ای گوسفند که داخل چراگاهی می روند و پس از آن کارگرانی که داخل کارخانه می روند،نمایش داده می شود که هدف کارگردان نشان دادن نادانی کارگرانی است که همچون گوسفندان برای سرمایه داران سوسیالیست3کار می کنند.

انسان از این ویژگی ذهن در زندگی خود استفاده های زیادی کرده و اموری قرار دادی را فراهم آورده است.مثلا وقتی صدای در زدن می آید،ذهن انسان می فهمد فردی پشت در است؛در این مثال،در زدن را «دالّ»یا «نماد»یا«نشان»،بودن شخص پشت در را«مدلول»یا«معنايیا«مفهوم» می گویند،و این انتقال از اولی و دومی را«دلالت»یا«تداعی معانی»گویند.

دلالت عبارت است از:«حالتی از یک شیء که هنگام علم به وجود آن،ذهن به وجود شیءدیگری علم پیدا کند».4دلالت اقسام گوناگونی دارد؛5امّا آنچه در این بحث مراد ماست،دلالت وضعیِ غیر لفظی می باشد که همان«نماد»نماد یا نشانه تصویری،نقش یا علامتی است که بدون استفاده از کلمات می تواند ما را به چیزی متوجه ساخته،هشدار و یا جهت دهد.در عمل ثابت شده که این نشانه ها ارزش زیادی برای عموم دارند.نخست آنکه آنها به افراد امکان می دهند تا اطلاعات را خیلی سریع دریافت کنند و دوم آنکه،این نشانه ها مشکل تفاوت بین زبان های مختلف را برای مسافرینی که به کسورهای خارجی سفر می کنند،مرتفع می سازد».6


1.Associarion of Ideas.                       

2.Modern Times.نام فیلمی کمدی و صامت به کارگردانی و نویسندگی چارلی چاپلین و محصول سال1936م است.این فیلم که در نقد سوسیالیست بود،باعث شد آخرین حضور موفق چاپلین بر پرده ی سینما باشد.

3.سوسیالیسم(Socialism)اندیشه ای سیاسی،اقتصادی و اجتماعی است که برای ایجاد یک نظم اجتماعی مبتنی بر انسجام همگانی می کوشد؛جامعه ای که در آن تمامی قشرهای اجتماع سهمی برابر در سود همگانی داشته باشند.هدف سوسیالیم لغو مالکیت خصوصی ابرازهای تولیدی و برقرای مالکیت اجتماعی بر ابزارهای تولید است و به این بهانه،نوعی برده داری نوین در سطح جامعه اجرا می شود.

4.مظفر،محمدرضا،المنطق،موسسه ی فرهنگی آرایه،تهران،1384ش،ج1،ص50.

5.ر.ک:همان،ص51و52.

6.هاسه گاوا،سومیو؛کوبایاشی،شیگجی،طراحی نماد و نشانه،دفتر پژوهش های هنری انتشارات مارلکیت،مارلیک،تهران،1381 ش،ص2.

دوستان عزیز نظر یادتون نره

خجالت بکش

خجالت بکش

روزی بزرگی برا گردش به کنار دریا رفته بود تشنه اش شد،هر چه گشت آب خوردنی پیدا نکرد.ناچار چند کف از آب شور دریا خورد ولی تشنگی اش بیشتر شده به جستجو پرداخت و سرانجام چشمه ای کوچک یافت،و خود را با آن سیراب کرد.بعد مقداری از آن برداشت و به کنار دریا رفت و در حالیکه آب را به دریا می ریخت گفت:بی خود موج نزن و افاده نفروش،کمی از این آب بخور و از شوری و بیمزگی خودت خجالت بکش.

پند:

دلهایمان را مثل دریا بزرگ و وجودمان را مثل چشمه سرشار از پاکی کنیم.

دوستان عزیز نظر یادتون نره.

کشتی نوح

کشتی نوح


پس از آنکه خدای تعالی به نوح خبر داد که به جز این افراد اندک دیگری به تو ایمان نخواهد آورد،دستور ساختن کشتی را صادر فرمود و چنانکه از ظاهر قرآن به دست می آید،ساختن کشتی تا به آن روز بی سابقه بوده است،از این رو به نوح فرمود:«کشتی را تحت نظر ما و به دستور ما بساز و درباره کسانی که ستم کرده اند مرا مخاطب مساز(و نجاتش را از من مخواه)که غرق شدنی هستند.»1

نوح نیز طبق دستور اللهی دست به کار ساختن کشتی شد و تخته،میخ و چوب از اطراف تهیه می کرد و زیر نظر فرشتگان الهی،آن ها را به هم متصل ساخته و به سرعت کشتی را آماده کرد.

و همانگونه که پیش از این اشاره شد،آن مردم کوته فکر که منطق درستی نداشتند و در صدد بودند تا بهر نحو شده نوح را بیازارند،وسیله جدیدی برای آزار حضرت به دست آوردند و زبان به تمسخر شیخ الانبیاء گشودند و هرکس به نحوی او را سرزنش و استهزا می کرد.

یکی می گفت که ای نوح پس از پیغمبری،نجّار شده ای؟دیگری پوزخند می زد و می گفت که در این سرزمین خشک که آبی وجود ندارد،کشتی با این عرض و طول را برای چه می سازی؟نکند در بیابان خشک می خواهی کشتی بانی کنی؟سومی می گفت که این کشتی را درخشکی می سازی،پس کجا در آب می اندازی!

نوح در پاسخ آن ها یک جمله می گفت و اظهار می داشت:«ٰاگر شما امروز ما را مسخره می کنید،روزی خواهد آمد که ما نیز شمارا مسخره کنیم،و به زودی خواهید دانست که غذاب خوار کننده و ذلّت بار به سراغ کدام یک از ما دو طایفه خواهد آمد».2

 

در حدیث است که چون شروع به درخت کاری کرد،کسانی که بر وی عبور می کردند مسخره کنان بدو می گفتند:به درخت کاری مشغول شده ای؟وقتی درخت ها بزرگ شد و آن ها را قطع و شروع به نجّاری کرد،بدو می گفتند:نجّار شده ای!و همین که به ساختن کشتی مشغول شد بدو می خندیدند و به یک دیگر می گفتند:حالا دیگر در این سرزمین بی آب به شغل کشتی بانی دست زده و ملّاح شده است!آن دوران هم گذشت و به تدریج کشتی ساخته و حاضر شد.

در مقدار طول،عرض،ارتفاع و کیفیت آن کشتی اختلاف است.بعضی گفته اند:طول آن 1200،عرضش800و ارتفاعش 80 ذراع بوده است و طبق این قول روایتی هم از امام صادق(ع)رسیده است.دیگری گفته است:طول آن 700 ،عرضش500 و ارتفاعش 80 ذراع بوده و قول سوم آن است که طول آن 300،عرضش و ارتفاعش 30 ذراع بوده است،والله أعلم.3

از ابن عباس نقل شده که کشتی مزبور دارای سه طبقه بود.طبقه زیرین برای جانوران وحشی،طبقه وسط برای چهارپایان و طبقه بالا برای مردمی که با نوح بودند،و حضرت نوح هرچه خوراکی و لوازم دیگر برداشته بود،در همان طبقه بالا جای داد.4

به هرصورت کشتی آماده شد و نوح منتظر فرمان خداوند بود.در این وقت دستور آمد:«وقتی که دیدی فرمان رسید(و نشانه های عذاب آمد)و (آب از)تنور جوشیدن گرفت،از هرحیوانی یک جفت بردار و خاندانت (به جز آن کسانی که وعده عذاب آن ها را پیش از این به تو خبر داده ایم)و هم چنین کسانی که به تو ایمان آورده اند را با خود بردار و به کشتی وارد شو،و درباره کسانی که ستم کرده اند با من گفت و گو مکن که غرق شدنی هستند.»5


1.هود(11)آیه 37.                        2.همان(11)آیات 28 و 39.

3و4.مجمع البیان،ج5،ص159.          5.هود(11)آیات37-40.

دوستان عزیز نظر یادتون نره.

شیطان پرستی قدیمی

شیطان پرستی قدیمی


در ایران قدیم،گروه هایی بوده اند که به نظر برخی می توانند در زمره شیطان پرستان قرار گیرند که به دو گروه مشهورتر آنها اشاره خواهیم کرد:

1.دروزی ها1

دروزی ها اقوام مهاجری هستند که از مناطق غربی کشور طی فاصله ی زمانی حداقل ده قرن پیش به دلیل آزار های حکومت وقت بر علیه شیعیان فراری شده و  در مناطقی از فلسطین اشغالی،سوریه،لبنان،و...سکنی گزیده اند.برخی از موّرخان و کارشناسان ادیان بر این باورند که دروزهای درون گرا،نوعی از شیطان پرستی را اختیار کرده اند و ریشه هایی از ایشان نیز در عراق و ایران(مناطق غرب کشور ایران)مستقر هستند و دارای معبد مقدّس می باشند.

2.گنوسی ها2

با فرض صحیح بودن استنادهای تاریخی،انتساب شیطان پرستی به فرقه ی گنوسی منشعب از اهل حق،قابل طرح می باشد.گنوسی ها از جذب،معاشرت،و رویارویی با سایر مردم پرهیز داشته و در چند دسته ی کوچک به مراسم خاصّ شیطان پرستی همچون قربانی،و حجّ شیطان،و...می پرداخته اند.


1.ر.ک:مشکور،محمّد جواد،فرهنگ فرق اسلامی،ص194-192؛مبلّغی آبادانی،عبدالله،تاریخ ادیان و مذاهب جهان،ج3،ص1346.

2.ر.ک:الیاده،میرچا،آیین گنوسی و مانوی،تهران،1373 ش،ص89-11،مقاله های آیین گنوسی از آغاز تا سده های میانی،آیین گنوسی از سده های میانی تا اکنون؛آیین گنوسی،بدعتی مسیحی.

شیطان پرستی نوین

شیطان پرستی نوین

نوع جدید شیطان پرستی،طی یک بازه زمانی ده ساله با چند وقفه ی کوتاه،به ایران نفوذ کرده که در چند بند به برسی آن می پردازیم:

1.نحوه ی ورود

چند گروه عامل ورود شیطان پرستی به ایران بوده اند که در بند بعدی به آنها اشاره خواهد شد؛اما به طور کلی چند اقدام نقش به سزایی در خصوص ورود جریان مذکور به کشور داشته است:

الف.مهم ترین عامل ورود شیطان پرستی به ایران،رواج یافتن میل جوانان به استفاده از موسیقی متال و ساز گیتار برقی بوده است.طی ده سال گذشته،موسیقی متال به صورت زیرزمینی و غیرمجاز وارد کشور شده و در چارچوب آن،مفاهیم شیطان پرستی در اختیار جوانان قرار داده شده است.

ب.اقدام تاسف برانگیز و بسیار غیر مسئوولانه ی متولّیان امر،در صدور مجوّز برای گروه ها،آلبوم ها،و کتاب های موسیقی متال نیز نقش اساسی را در جلب توجه عموم مخاطبین جوان،به این نحله ی انحرافی را فراهم آورد.

به عنوان نمونه در کتال رقص شیطان،1مترجم در یادداشت،هدف و انگیزه خود را از ترجمه ی اشعار متال این گونه بیان می دارد:

«به پرس وجو درباره ی نوع موسیقی این گروه ها پرداختم،که موسیقی زنده ی جهان معاصر است و همچو زبانی جهانی حکم یک واسطه را دارند...اگر جیغ دارند و فریاد می زنند،اگر غم دارند و حرف از پوچی می زنند،نشانه هستند و نشان از حرف دل جوانان و مردمی دارند که جیغ،فریاد،غم،و احساس پوچی دارند».2

در ادامه در مورد روش مترجمان کتاب،این گونه می نویسد:

«هریک از مترجمان محترم،با شناخت از حس و حال و هوای اشعار گروه متالیکا و نیز گروه بیلتز و با توجه به سبک شعرها،ضمن وفاداری به اصل آن ها تمهیداتی را به کار بردند تا علاوه بر انتقال مفاهیم{(!)}کوچکترین لطمه ای به زیبایی اشعار(هریک به نوع خود،یکی در سردی و خشونت و دیگری لطافت و نرمی)وارد نباید تا خواننده ی گرامی بتواند از طریق معانی اشعار به اندیشه ی شاعر{(!)}پی ببرد».3

در ادامه قسمتی از اشعار بلند و عالیه(!)این کتاب مربوط به جیمز هتفلید4است،می آید:

رقص شیطان4

آره،من هم حسّت می کنم

حس می کنم؛که چه می کنی

آتشی می بینم درون چشمانت که می سوزد و به تو غذا می رساند

که به درون نفوذ می کند

در ژرفنایت می دانی؛بذر هایی که پاشیدم رشد خواهند کرد

روزی خواهی دید؛

آن رقص نزد من خواهد آمد

آره،بیا،بیا و امتحان کن!

خوبه

بیا برقصیم!

مار5

من ماری هستم؛

وسوسه کننده،آن نیشی که زدی،

بگذار من برایت تصمیم بگیرم؛خود را پشت سر بگذار.

ترس به خود راه نده

آنچه می خواهی نزد من است

خوشحالم که تو را می بینم

هاها!!

همچنین در جایی دیگر6می آید:

جنازه ای بدون جان

شیطان

گرفته است(2)

گرفته است با جش را

و خالی می کند بر سرمن

من

به دام افتاده (2)

افتاده ام به طلسمش

امشب

من می روم(2)

من می روم به جهنم

کولاک آتش ضدّ مسیح7

آتش تابان و درخشان می سوزد

از میان تاریکی و شب های سرد

بادهای طوفانی در مافوق،طوفان در قلبم

در تاریک ترین شب ها

من شیطان را احساس می کنم که گریه می کند

...اجازه بده که روح شیطان به پرواز در آید

دیوارهایی که مرا اسیر می کنند خراب کن

روحم را آزاد کن پس می تواند بلند شود

من را به منجمد شدن ابدی هدایت کن.

2.حاملان شیطان پرستی

آورندگان شیطان پرستی به ایران،شامل افراد و گروه های زیر می باشند:

الف.تحصیل کرده و سرخورده های اجتماعی در خارج از کشور که دچار خسارت و شکست های سنگین مادّی یا معنوی شده بودند.

ب.فرزندان منافقین فراری،سلطنت طلب ها،مفسدان اقتصادی رژیم پهلوی،که قبل و بعد از انقلاب موفّق به فرار از کشور شده بودند.

ج.افرادی از خانواده های بسیار ثروتمند مقیم داخل کشور که دارای روابط خانوادگی و...با خارج می باشند.

در جاسوسان فرهنگی سازمان های اطلاعاتی و امنیتی امریکا و رژیم صهیونیستی که با هدف استحاله ی فرهنگی وارد کشور شدند.

ه.فعّالان حوزه ی هنر و موسیقی که با کشور های دیگر به خصوص امریکا،انگلیس،کانادا،و استرالیا در ارتباط بوده و بنابر دلایل حرفه ای و شغلی مسافرت های متعدّدی داشته اند.

3.شیوه های تبلیغ

الف.انتشار سی دی،کاست،و پوستر های مربوط به خوانندگان موسیقی متال.

ب.گسترش یافتن پایگاه های اینترنتی و وبلاگ های شیطان پرستان.

ج.تبلیغ و اطلاع رسانی از طریق پارتی های شبانه و گفتگوهای دوستانه به خصوص در مناطق مرفّه شهرهای تهران،اصفهان،سیراز و...

د.تبلیغ در تالار های گفتگوی مجازی.

4.زمینه های جذب:باید یادآور شد که تعدادی از این مسائل اشاره شده،در این نقش نیز باید تکرار شود:

الف.موسیقی متال:این موسیقی در ایران،مانند بسیار یا کشور های اسلامی و عربی(به گونه ایی که شرح آن آمد)،وارد شد،و توانست پس از مدت کوتاهی به میان جوانان سست عقیده راه یابد.

ب.افول معنویت:اگرچه در بسیاری از مسائل ایران اسلامی در جایگاه والاتری از معنویت قرار دارد،ولی اما سِیر جهانی و فراگیر تلاش و قدرت های بزرگ فرا منطقه ایی برای استحاله ی فرهنگی و از سوی دیگر ماشینی و صنعتی شدن محاسبات جاری و تأثیر پذیری مردم کشورمان از شرایط جهانی،زمینه ایی برای رشد چنین جریاناتی را فراهم ساخته است.باید عنایت داشت روند رو به رشد استفاده از شبکه های ماهواره ایی،عامل تنگ کننده ایی در جذب و گرایش به این گروه های می باشد.

ج.سرمایه گذاری:در بخش های دیگر وبلاگ اشاره کردیم که سازمان های جاسوسی کشور های غربی،تلاش سازمان یافته ایی را برای استحاله ی فرهنگ جمهوری اسلامی ایران تدارک دیده و در تلاش اند تا به (تهی سازی فرهنگی)جوانان کشور بپردازند.دشمن در این راه مبالغ قابل توجهی را تدارک دیده است.از جمله باید اشاره کرد که طبق گزارش برخی از رسانه های مختلف در سال های اخیر مبلغ هشت میلیون دلار توسط آمریکا به فعالیت و تبلیغ گروه های شیطان پرست اختصاص یافته است.

د.اینترنت:رشد تعداد مخاطبین شبکه جهانی اینترنت طی سالیان اخیر آسیب هایی را متوجه نظام فرهنگی کشور نموده که از جمله می توان به فعالیت شیطان پرستان اشاره کرد.بیشتر فعالیت این افراد در قالب وبلاگ نویسی صورت میگیرد،این دسته از وبلاگ ها همزمان با اعلام موجودیت جنبش شیطان پرستان ایران،فعالیت خود را آغاز کرده اظهار می نمایند که توسط فردی به نام مستعار اهریمن در ایران هدایت می شوند.

روند ارتباط گیری و فعالیت وبلاگ های مذکور بدین  صورت است که افراد پس از تشکیل فرم ثبت نام،یک ایمیل در صندوق پستی الکترونیک خود با موضوع خوشامد گویی دریافت می نمایند و پس از برقراری ارتباط با ایشان و در صورت جلب اعتماد،به برخی از مهمانی های شبانه و یا پارک ها برای آشنایی دعوت شده و مورد راهنمایی قرار می گیرند.

این وبلاگ ها فعالیت خود را در چندین محور از جمله انتشار عکس های شیطان پرستان،ا ارائه ی دانلود آهنگ های متال و راک،تبلیغ خوانندگان و آلبوم های آنان،رواج مد های جدید شیطان پرستان،بحث و گفت وگو در مورد وجود خدا و امکان معاد و ....دنبال می کنند.
برای مثال،وبلاگ شیطان خطاب به خدا می نویسد7:«چرا چیزهایی را که به اطرافیانم دادی به من ندادی؟و چرا میخواهی بدبختی مرا ببینی؟چرا منو از این دنیای کثیف و از بین کسانی که ازشون نفرت دارم رها نمی کنی؟حالم از این زندگانی بین این لجن بهم میخوره.جلوی پای من کم سنگ انداختی؟کم آدم هارو مثل من بدبخت کردی؟»

این وبلاگ همچنین در ادامه می آورد:«همیشه لحظه شماری می کردم برای سال نو،عیدی پدرومادر از همه چیز لذت بخش تر بود ولی الان سال نو بوی تنفر میده،بوی مرده میده،وقتی کسی رو میبینم که خدا را ستایش می کنه تف و لعنتش میکنم،از هیچ چیز خبر ندارم آنقدر خوشه که هیچی حس نمیکنه چرا پدرومادرم مرا ترک کرده اند،چرا منو نفرین میکنن،بهم میخندن،مگه من شاخ دارم لباس نو برام ارزش نداره چون بوی کفنو دارم حس میکنم،[استغفرالله]تو خدا نیستی تو هیچی نیستی اصلا من بهت اعتقاد ندارم چون برای من بی ارزشی پستی،من به هیچ چیز اعتقاد ندارم،هیچکس را هم نه می پرستم و نه قبول دارم،بعد این دنیا هم دنیایی نیست میمیریم و میپوسیم،از لاشه ی ما گلی سبز میشه که کار خار نداره،8هیچ شیطانی وجود نداره ولی آدم ها اونقدر بهش اعتقاد دارن قبولش دارن و فکر می کنند که شیطان پرودرگار ما هست که از یک نیرویی به وجود اومد که خیلی چیزها  میتونه نابود کنه.اگر بلک متال نبود،من میمردم،ای کاش نبود چون وقتی گوش میدم میرم به دوران خلسه به جایی میرم که هیچکس وجود نداره،گناهی نیست،ثوابی نیست،آدم احمق نیست،خدا نیست،پیامبران دروغین نیست،شهوت و هزارتا چیز دیگه ایی که اینجا هست یا چیزی که هست و اینجا وجود نداره اونجا نیست،فقط یک نور سیاهی هست که چشمت رو نمیزنه،بوی همون گلی که گفتم از لاشه ی آدما سبز میشه میاد که مست میکنه،ترس وحشت نیست،چیزی نیست که بهش فکر کنی خودتی».


1.جالب است بدانید از همین ناشر کتاب های نیچه نیز ترجمه و چاپ شده است:خواست و اراده معطوف به قدرت،انسان مصلوب.

2.هتفیلد،جیمز،رقص شیطان،ص11و12.

3.همان،ص13.

4.James Hetfield.ترانه سرای اصلی،گیتاریست و یکی از بنیان گذاران گروه هوی متال است.

5.هتفلید،جیمز،رقص شیطان،212-215.

6.مار در آموزه های مسیحیی یهودی نماد شیطان وسوسه هایش می باشد.در اسلام نیز احادیثی به همین امر اشاره دارند.ر.ک:مجلسی،محمد باقر،بحار الانوار،ج46،ص5،حدیث6.

7.نامه نوشتن،از مسیحیان شیطان پرست الگوبرداری شده و همانند آنان حرف های نامربوطی خطاب به خدا گفته می شود.متن بدون تغییر اینجا نقل شده است.

8.این کلام به وضوح اشاره به مسأله ی تناسخ دارد.

توکّل بر خدا

توکّل بر خدا

قرآن:

وَمَن یَتَوَکَّل عَلی اللهِ فَهُوَ حَسبُهُ اِنَّ اللهَ بالِغُ اَمرِهِ.1

هرکس برخدا توکل کند کفایت امرش را می کند خداوند امرش را به اننجام می رساند.

حدیث:

حضرت صادق(ع)می فرماید:هرکس توفیق به جا آوردن سه کار داده شود برای اواز سه چیز دیگر هم مانع نمی شوند،به هرکسی دعا کردن داده شود،اجابت نیز داده خواهد شد.هرکه را شکرگزاری باشد،زیادی نعمت هم به او داده می شود.هرکس توفیق توکل داده شود،نگهداری و پشتیبانی خداهم به او داده می شود.سپس فرمود قرآن را خوانده ای؟که خداوند می فرماید.هرکس بر خدا توکل کند او کفایتش می کند.اگر شکرگزاری کنید نعمت را بر شما زیاد می کنم و می فرماید مرا بخوانید دعایتان را مستجاب می نمایم.2

شعر:

گفت آری گر توکل رهبرست                         این سبب هم سنت پیغمبرست

گـفـت پیـغـمبـر  بـاواز  بـلـند                         با توکل زانوی اشتر  ببند

رمز الکاسب حبیب الله  شنو                         از توکل در سبب کاهش مشو3

حکایت:

حضرت صادق (ع)می فرماید:وقتی یوسف (ع)زندانی شد خداوند تعبیر رویا را به او الهام نمود خوابها زندانیان را تعبیر می کرد.همان روز که او وارد زندان گردید دو جوان دیگر هم با یوسف علیه السلام زندانی شدند صبح روز بعد پیش یوسف آمده عرض کردند ما دیشب خوابی دیده ایم بر ایمان تعبیر کن پرسید چه دیده اید.یکی گفت:در خواب دیدم مقداری نان سرگذاشته می برم و مرغی از نان ها می خورد دیگری گفت:در خواب دیدم که آب انگور می گیرم،در جواب آن دو فرمود:اینک تعبیری خواهم نمود که قبل از غذا خوردن حقیقت آن آشکار شود.

یکی  از شما ساقی ملک خواهد شد و به او شراب می دهد.اما دیگری را بردار می آویزند،پرندگان بر سر او می نشینند و با منقار از مغز سر وی تغذیه می کنند.آن یک که تعبیر خوابش به دار آویختن شد.گفت:دروغ گفتم خواب ندیده بودم،رمود:آنچه پرسیدید گذشت دروغ و راستی دیگر تاثیری ندارد همان طور که گفتم خواهد شد،آنگاه حضرت یوسف علیه السلام به آن یک نفر که می دانست نجات خواهد یافت فرمود:از من هم در پیش پادشاه یادآوری کن،شیطان از خاطر جوان برد و در پیش پادشاه یوسف علیه السلام یادی نکرد،مدت هفت سال دیگر در زندان ماند چون در آن حال متوجه پروردگار نشد و به دیگری اعتماد کرد.خداوند به یوسف علیه السلام وحی کرد چه کس آن رویا را به تو نشان داد و محبتت را در قلب یعقوب انداخت؟عرض کرد تو،پرسید آن قافله را که بر سر چاه فرستاد و که آن دعا را به تو تعلیم نمود تا از چاه نجات یافتی؟جواب داد تو،آن وقت که ترا متهم کردند نسبت به زلیخا چه کسی کودک را به زبان در آورد که از زیر بار تهمت خلاص شدی؟گفت:پروردگارا تو،فرمود:چه کسی حیله زن عزیز مصر و سایر زنان را از تو دور کرد؟عرض کرد تو،پس چرا پناه به دیگران بردی و به من پناهنده نشدی و درخواست ننمودی تا از زندان نجاتت بدهم،امیدوار به یکی از بندگان من شدی که او در پیش بنده ی دیگری که در اختیار من است از تو یادآوری کند؟اینک هفت سال دیگر در رندان بمان چون که بنده ای را پیش بنده ی دیگر فرستادی.4


1.آیه ی 3 سوره طلاق                             2.اصول کافی ج2ص61

3.کلیات مثنوی ابیات915و916و917ص44

4.پندتاریخ ج5 ص 172 و «تفسیر سافی ص 834»

دوستان عزیز نظر یادتون نره

شیطان پرستی آته ایستیک

شیطان پرستی آته ایستیک1

این گروه،هیچ خدایی را قبول ندارند و منکر خدا هستند.عقیده دارند قدرت خدایان همان اندازه ای است که پیروانشان قدرت دارند.می گویند:ما به چیزی که نمی بینیم اعتقاد نداریم و این قاعدّه شامل شیطان هم می شود.و همچنین می گویند:در جهان زمین،چیزی برای هدایت نمی خواهیموما ادیان فریب کار و متظاهر و ریا کارانه را نمی خواهیم.تنها چیزی خوبی که در ادیان خداپرست یافت می شود،آدم های بد هستند.

در یکی از آموزه ها می گویند:«تو تنها کسی هستی که کنترل زندگی ات را به دست داری.چیزی به اسم خدا زندگی ات را بهتر نمی کند».


1.Atheistic.همان طور که قبلا گفته شد،از نظر تئوری سه دسته ی اصلی وجود دارد و این نوع از شیطان پرستی را می توان در همان دسته ها جای داد ولی به خاطر اینکه برخی آن را مستقل می دانند،در اینجا به عنوان دسته ی چهارمی آن را از همان کتاب نقل می کنیم.


دوست عزیز نظرتون رو بهم بگید

نه قانون شیطانی

نه قانون شیطانی                         


بر اساس آموزه های این کلیسا،شیطان در نه قانون شیطانی1 منتسب به لاوی خلاصه می شود:

1.شیطان نماینده ی زیاده روی به جای پرهیز.

2.شیطان نماینده ی زندگی دنیوی به جای نقشه ی خیالی و موهومی روحانی.

3.شیطان بیانگر استفاده از حکمت و عقل به جای ریاکاری و تزویر خود که نیرنگی بیش نیست.

4.شیطان بیانگر محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند به جای عشق ورزیدن به نمک نشناسان.

5.شیطان بیانگر انتقام گرفتن به جای برگردانِ صورت.

6.شیطان بیانگر برتری واگذار کردنى مسئولیت به مسئولش است،تا افکار پلید در کنار خون آشامی.

7.شیطان بیانگر همانندی انسان و حیوان است،گاهی بهتر،ولی اغلب بدتر از آن هایی که روی چهارپا راه می روند؛به دلیل آنکه انسان دارای خدای روحانی و پیشرفت های روشن فکرانه،او را پست ترینِ حیوانات ساخته است.

8.شیطان بیانگراین است که همه ی گناه های مشهور،چیزی نیستند جز دگرگونی از حالت بی عقلی به صورت طبیعیِ ذهن یا تبدیل احساسات از بدی به خوشی.

9.شیطان بهترین دوست کلیسا است؛چرا که کارهای او دلیل ماندگاری کلیسا در تمام این سال ها است.

در پایگاه اینترنتی کلیسای شیطان همین نُه قانون ذکر شده ولی در بعضی منابع سه قانون دیگر نیز به آن افزوده شده است:

10.ضربه را با ضربه و تمسخر را با تمسخر و بدرفتاری را بدرفتاری فرو ریز.چشم را با چشم و دندان را با دندان پاسخ ده...خود را برای کشتن و ترور مخالفت مهیّا ساز.

11.شیطان پرست واقعی کسی است که کنش ها و واکنش های جهان را در اختیار دارد.اخیتار همه چیز برای اوست.متفکّر است و گمراه نیست و او غمخوار همه کس هست.

12.خداپرست کسی است که همواره خدایش او را ساخته،حال آنکه او سریع تر خدایش را می سازد.


1.The Nine Satanic Statements.البته برخی این جملات را اصول پروتستانی می دانند و می گویند به دروغ منتسب به لاوی شده است.

دوستان عزیز نظر یادتون نره

کشور های دارای کلیسای شیطان

کشور های دارای کلیسای شیطان1

بیشترین کلیساهای شیطان در کشور های آمریکا،ایتالیا،انگلیس،آلمان و چین دایر می باشد.البته در کشور های دیگر نیز چنین مکان هایی کم و بیش،هرچند به صورت غیر علنی برای تجمع شیطان پرستان وجود دارد.در میان این کشور ها آلمان،بدترین و فجیع ترین مکان ها برای انجام مراسم است.

در بسیاری از جوامع غربی،شیطان پرستی به یک معضل بزرگ اجتماعی تبدیل شده است.در ایتالیا ششصد گروه شیطان پرست وجود دارد که تعداد پیروان آن به ششصد هزار تن می رسد.در برخی از دانشگاه های ایتالیا نیز رشته ی شیطان پرستی ایجاد شده است.


1.کریمی،حمید،جهان تاریک،ص59.
دوستان عزیز نظر یادتون نره

شیطان پرستی مدرن

شیطان پرستی مدرن                 

«شیطان پرستی مدرن»از نیمه ی قرن شانزدهم آغاز شد.کاترین دومدیچی،1از خانواده ی بزرگ یهودی و دختر لورنز جادوگر بزرگ،همسر هنری دوّم2پادشاه فرانسه بود.وی بعد از مرگ همسرش مراسم«بلک مس»3را در بین اشراف و درباریان فرانسه بنیان گذاشت.این مراسم از روی مدل آیین های  جادویی باروری باستانی و بدوی و گردهمایی های جادوگران در قرون وسطا بازسازی شد و در مدت کوتاهی به دربار سایر کشورهای اروپا از جمله انگلستان،آلمان و اتریش راه یافت.

پس از مدتی،نوزادانی به دنیا آمدند که پدرانشان معلوم نبود و مادرانشان نیز آن ها را نمی خواستند.در اینجا بود که ابتکار کاترین دشی4(با نام مستعار لاوازین)5مراسم«اتاق درخشان»6طراحی شد و آیین شیطان پرستی تکمیل گردید.این مراسم،باز تولید آیین قربانی انسان بدوی بود.اتاق درخشان کاملا سیاه پوش و تنها منبع روشنایی آن یک شمع بود.در این اتاق،نوزادان قربانی می شدند و خونشان به شیطان تقدیم می شد.این قضیه پس از مدتی افشا شد و عده ای بازداشت و مجازات شدند؛امّا هنگامی که شخصیّت های بلند پایه ی کشوری در معرض اتّهام قرار گرفتند،مقامات دستور توقّف پیگیری را صادر کردند و این مراسم به طور مخفیانه و محرمانه ادامه پیدا کرد.

البته برخی بر این عقیده اند که شیطان پرستی مدرن را عده ای از اشراف انگلستان در حدود قرون چهارده و پانزده میلادی،(که عضو گروه فراماسونری اردو تمپل ارینتز7به رهبری سرفرانسیس دشوود8بودند)در قالب باشگاه آتش جهنم9در شهر لندن بنیان نهادند و از اوائل قرن نوزدهم شهر لندن،مرکز شیطان پرستان در اروپا شد.

این آیین ها در طول قرن هفدهم و هجدهم در قالب گروه های سرّی که توسّط اشراف ایجاد و رهبری می شد،ادامه یافت؛گروه هایی نظیر رژمن با کسن،پسران نیمه شب10،موهاکس11و نفرین شدگان12،بعضی از این گروه ها مثل باشگاه آتش جهنم بسیار گسترده بوده و شاخه های متعددی داشتند.سرانجام این گروه ها به شکل گیری انجمن های فراماسونری در انگلستان و فرانسه،و از مجموع آن ها گراندلژها13ایجاد شد و سپس در تمام اروپا و آمریکا و به تدریج در تمام دنیا رخنه کرد.

در قرن نوزدهم برای ترویج و ایجاد مقبولیّت شیطان پرستی کوشش هایی صورت گرفت.دیانا و گان در کتابی با نام اعترافات داستان زنان شیطان پرستی را مطرح کرد.او نقل می کند که چگونه در این گروه ها و محافل برای پرستش شیطان دست به اعمال غیر انسانی زده در انتظار روزی بودند که اصول اخلاقی مقبول جامعه را براندازند.البته بعد ها دروغ بودن این داستان مشخّص شد،ولی تاثیر خود را برای معرّفی و ترویج شیطان پرستی  و سنجش اقبلا مردم به آن گذاشته بود.

در آغاز قرن بیستم،چهره ی برجسته .....

ادامه متن را در ادامه مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

فضائل صلوات(7)

                                              

فضائل صلوات                              


1-صلوات مانع آتش جهنم

از حضرت رسول خدا(ص)روایت شده است که فرمود:هرگز داخل آتش جهنم نخواهد شد کسی که بر من صلوات فرستد،هفتاد هزار ملک بر او صلوات فرستند و هرکه هفتاد هزار ملک بر او صلوات فرستند از اهل(بهشت)خواهد بود.(جامع الاخبار)

2-صلوات نوری در قبر

در دعوات رواندی مذکور است که حضرت رسول خدا(ص)فرمود:بسیار بر من صلوات فرستید زیرا که صلوات فرستادن بر من نور است در قبر،و نور است در صراط،نور است در بهشت.

3-صلوات ایمن کننده از تشنگی روز قیامت

در اخبار آمده که حق تعالی به حضرت موسی (ع)وحی کرد:موسی!دوست داری که عطش قیامت تو را در نیابد،و در موافقت آن روز تشنه نباشی؟عرض کرد:بلی،ای پروردگار عالمیان!خطاب رسید که امروز در دنیا برحبیب من صلوات فرست تا فردا از تشنگی قیامت،ایمن باشی.(شرح صلوات اردکانی)

4-نوشیدن شراب سلسبیل به واسطه صلوات

در اخبار آمده است که حضرت رسول خدا(ص)فرمود:هرکه بر من صد صلوات فرستد حق تعالی بر وی هزار صلوات فرستد و اگر هزار بار بر من صلوات فرستد حق تعالی او را از فضل خود ثواب ده هزار رکعت نماز عطا فرمیاد و او را در حظیره قدس،از شراب سلسبیل بیاشامند.(شرح صلوات اردکانی)

5-رستگار ترین مردم در قیامت

در اخبار آمده است که حضرت رسول خدا(ص)فرمود:رستگارترین شما از اهوال قیامت آن کسی است که بر من بیشتر صلوات می فرستد.(شرح صلوات اردکانی)

6-ثواب فرستادن هزار صلوات در روز

در اخبار آمده است که حضرت رسول خدا(ص)فرمود:هرکه هر روز هزار مرتبه بر من صلوات فرستد،نمیرد تا جای خود را در بهشت ببیند.(شرح صلوات اردکانی)

7-صلوات موجب ایمنی از تلخی مرگ

در اخبار آمده است که حضرت رسول خدا(ص)فرمود:هرکه بر من صلوات فرستد تلخی مرگ ایمن باشد.(شرح صلوات اردکانی)

8-فرشتگان سلام رامی رسانند

حضرت رسول خدا(ص)فرمود:حق تعالی را فرشتگانی هست که در زمین سیاحت می کنند و سلام امت را به من می رسانند.(روضة الواعظین)

9-جواب سلام دادن رسول خدا

همچنین حضرت رسول الله(ص)فرمود:هرکه بر من سلام می فرستد،حق تعالی بر می گرداند روح مرا به بدنم،تا آنکه جواب او را بگویم.(بحارالانور)

10-رسول خدا خود جواب سلام را می دهد

حضرت رسول خدا(ص)فرمود:هیچ بنده ای نیست که بر من سلام کند بعد از وفات من،مگر آنکه جبرئیل به نزد من می آید و می گوید:فلان بن فلان بر تو سلام کرده،من می گویم:وَعَلَیْهِ السَّلام وَ رَحْمَتَهُ وَبَرَکاتُهُ(و بر خود او سلام و رحمت هدا و برکاتش).(بحارالانور)

دوستان عزیز نظر یادتون نره

آزار و صدمه ای که نوح از مردم دید

آزار و صدمه ای که نوح از مردم دید

با توجه به عمر طولانی و سال های بی شماری که نوح میان مردم بود و نیز افرادی که به وی ایمان آوردند و علاقه زیادی که قوم او به بت پرستی داشتند،می توان حدس زد که این پیغمبر بزرگوار چه مقدار سختی کشید و خون جگر خورد.گذشته از ناسزاهای زیادی که به او گفتند و دیوانه،گمراه و جن زده اش خواندند،انواع شکنجه بدنی و آزار جسمی را هم به او می رساندند.

در حدیثی که صدوق از امام صادق(ع)روایت کرده،گاهی مردم آن حضرت را به قدری کتک می زدند که سه روز تمام بی هوشی می افتاد و از گوش وی خون می آمد.1

مرحوم طبرسی(رحمه الله) می نویسد:حضرت نوح 950 سال شب و روز مردم را به سوی خدا دعوت می کرد،ولی سخنان وی در آن مردم اثری نداشت و گاهی «ن قوم به قدری او را می زدند که بی هوش میشد؛وقتی به هوش می آمد می گفت:

اللهم اهد قومی،فإنّهم لا یعلمون؛2

خدایا قوم مرا هدایت کن که نمی دانند.

از وهب نقل شده است:نوح سه قرن تمام مردم را به خدا دعوت کرد که هر قرن سیصد سال بود.او در این نهصد سال،پنهان و آشکارا دعوت خود را ابلاغ می کرد،ولی آن مردم جز طغیان و سرکشی نیفزودند و هر قرن که می آمد،مردم آن قرن سرکش تر از قرن پیش بودند تا جایی که مردم دست کودکان خود را می گرفتند و آن ها را نزد نوح می آوردند و به آن ها سفارش می کردند و می گفتند:

لَئِنْ بَقیتَ بَعدی فَلا تُطیعَنَّ هذَا الْمَجنُون؛

اگر پس از من زنده ماندی،مبادا از این دیوانه پیروی کنی.

سپس ادامه داده می گوید:آن مردم به نوح حمله کردند و اورا چنان می زدند که از گوش های آن حضرت خون می آمد و بی هوش می شد.در این وقت او را برداشته به خانه ای می انداختند یا به همان حال بی هوشی بر در خانه اش گذارده می رفتند.3

از لحن قرآن کریم هم به خوبی فهمیده می شود که آزار آن ها به آن حضرت،شدید و سخت بوده است.خداوند در سوره های انبیاء و صافّات می فرماید:«...ما نوح و خاندانش را از اندوه و محنت بزرگ نجات دادیم».4و مفسران گویند که منظور از اندوه بزرگ،همان آزار های زیادی است که مردم به آن حضرت می کردند.

در سوره قمر حکایت فرموده که نوح دعا کرد و گفت:«پرودرگارا!من مغلوب(و از پا افتاده)هستم،تو یاریم ده».5

در سوره شعراء هم آمده که این گونه به درگاه خدای رحمان استغاثه کرد و گفت:«پوردگارا!به راستی که این قوم مرا تکذیب کردند،پس میان من و ایشان گشایشی ده و مرا با مردمان با ایمانی که با من هستند،(از دست اینان)نجات ده».6


1.اکمال الدین،ص79.                             2.مجمع البیان،ج4،ص433-435.

3.همان.                                             4.انبیاء(21)و صافات(37)آیه76.

5.قمر(54)آیه 10.                                 6.شعراء(26)آیات 117 و 118.

دوستان عزیز نظر یادتون نره.

دشمنان شیطان

دشمنان شیطان

1.خود شما

2.عالم عامل

3.حامل قرآن

4.موذن

5.دوستان فقرا

6.خوش خلق

7.همنشین صالحان

8.جوان عابد

9.کسانی که نفس خود را از حرام بازداشته اند.

10.دوستان ایتام

11.دائم الوضو

12.ناصح

13.آمادگان مرگ

14.روزه داران

15.احسان کنندگان به پدرومادر

16.پادشاهان عادل

دوستان عزیز نظر یادتون نره

غنا در قرآن و احادیث

غنا در قرآن و احادیث

خدای متعال در قرآن می فرماید:«فاتجحتنوا الجرس من الاوثان و اجتنبوا قول الزّور»یعنی:«از بت های پلید اجتناب کنید و از سخن باطل بپرهیزید».1

علامه طباطبایی در تفسیر گران قدر المیزان در مورد این آیه می نویسند«در مجمع البیان ذیل  همین آیه نوشته:اصحاب ما روایت کردند که غنا و سایر سخنان لهو از مفاد قول زور است».2

همچنین ایشان در ذیل آیه«لا یشهدون الزّور»3 می نویسد:«مقصور از زور،هر سخن بیهوده ای مثل غنا را شامل».4در مورد غنا،آیاغت شریف5دیگری نیز در قرآن آمده که تفاسیر بحث شده است.

پیامبر اکرم(ص)می فرماید:«ابلیس اولین کسی بود که غنا خواند».6

در احادیث آثار شوم زیادی برای غنا7بیان شده و اینجا به اختصار به آنها می پردازیم:

1.بی تفاوت شدن نسبت به ناموس.

2.ایمن نماند از مرگ و معصیبت ناگهانی.

3.قبول نشدن دعاها.

4.خانه ای که در آن غنا باشد،از رحمت الهی دور مانده و فرشتگان بر آن داخل نمی شوند.

5.پیدایی نفاق در دل ها.

6.خیر و برکت از خانه می رود.

7.سوق داده شدن انسان به سوی گناه زنا.

8.از میان رفتن حیا.

9.زیاد شدن غریزه جنسی.

10.نابود شدن مردانگی.


1.حج/30.               2.طباطبائی،سید محمد حسین،تفسیر المیزان،ج14،ص379.

3.فرقان/72.            4.طباطبائی،سید محمد حسین،تفسیر المیزان،ج15،ص143 و 244.

5.از جمله:لقمان/6،اسراء/36،انبیاء/16-18 که در احادیث نیز به آن اشاره شده است.ر.ک:کلینی،محمد بن یعقوب،الکافی،ج6،ص438-442.

6.حر عاملی،محمدبن حسن،وسائل الشیعه،ج17،ص310.

7.ر.ک:کلینی،محمدبن یعقوب،الکافی،ج6،ص538-442؛محمدی نیا،اسداله،آوای شیطان،ص24-30؛کریمی،حمید،جهان تاریک،ص159.     

دوستان عزیز نظر یادتون نره

مرگ از زبان بزرگان(2)

مرگ از زبان بزرگان


1.اگر مرگ را بر خود آسان کنی           خود مرگ را هم هراسان کنی فروسی

2.مسلمانان را از مرگ بیمی نیست. حضرت محمد(ص)

3.بعضی از مردم از ترس مرگ،تن به مرگ می دهند و از ترس خواری لباس خاری به تن می کنند. سید جمال الدین اسد آبادی

4.مردن فنا شدن نیست،تعویض دوستان است. لامارتین

5.وقتی انسان در آستانه مرگ است سخنانش حکیمانه می شود. کنفوسیوس

6.از عجایب زندگی این است که مرگ درست وقتی ما را در میابد،که آماده شده ایم تا از یک زندگی شیرین برخوردار شویم. برنارد شاو

7.مرگ ارزو را دور می کند. حضرت علی (ع)

8.اگر نتوانیم آزاد زندگی کنیم بهتر است مرگ را ببا آغوش باز استقبال کنیم. مهاتما گاندی

9.مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است. امام حسین (ع)

10.دست مرا از تابوت بیرون گذارید تا مردم گیتی بدانند که با این همه رنج از دنیا،چیزی با خود نبردم. اسکندر مقدونی

11.مرگ حقیقتی برای انسان،مرگ امید است. ناپلئون بناپارت

12.اگر می دانستید که یک محکوم به مرگ هنگام مجازات تا چه حد آرزوی بازگشت به زندگی دارد آنگاه قدر روزهایی را که با غم سپری می سازید بهتر می دانستید. ابوعلی سینا

13.هرکس دوباره می میرد؛یکبار آنگاه که عشق از دلش رود و بار دیگر آنگاه که زندگی را بدرود می گویند.اما مرگ زندگی در برابر مرگ عشق ناچیز است. ولتر

14.من مرگ را عین خوشبختی می دانم و زندگی با ستمگران را شکنجه ای دردناک. امام حسین(ع)

15.مرگ این لطف را دارد که کاخ نیکنامی را نصیب انسان می سازد و حسد و تنگ نظری کسان را نسبت به وی نابود می کند. فرانسین بیکن

16.من تصور نمی کنم مرگ دارای اهمیتی باشد.آنچه که سرنوشت ما را تعیین می کند تولد است.همه چیز بستگی دارد به این که به موقع به دنیا بیاییم. ناپلئون بناپارت

17.پیکار کنید که مرگ شرافتمندانه هزار بار از زندگی ننگین ستوده تر است. امام علی(ع)

18.متواد شدم و ندانستم برای چه؟زندگی کردم و ندانستم چگونه زندگی کنم؟و اکنون می میرم و نمی دانم چرا؟ پاسکال

19.برای مرگ،پیش از رسیدن مرگ اماده باش. حضرت محمد(ص)

20.تخت خواب خطرناک ترین جای دنیاست چون صدی نود مردم در آن می میرند. مارک تواین

دوستان عزیز نظر یادتون نره.

عجله

عجله

روزی کودکی در خیابان،مرد فقیری را دید که از ظاهرش پیدا بود مدت هاست غذای آن چنانی نخورده است.پسرک از مادرش خواست تا به آن مرد فقیر کمک کند.مادر که عجله داشت دست کودک را کشید و با سرعت به طرف اتوبوس که در حال حرکت بود دوید.ناگهان به یاد آورد که بلیت ندارد،از مسافرانی که در حال سوار شدن بودند،بلیت خواست،اما آن ها نیز عجله داشتند.مادر حرکت اتوبوس و همین طور رفتن فقیر گوشه خیابان را دید.


پند:

چهار چیز هرگز قابل جبران نیست:

سنگی که پرتاب شده باشد.

حرفی که از دهان خارج شده باشد.

فرصتی که از دست رفته باشد.

زمانی که سپری شده باشد.

دوستان عزیز نظر یادتون نره

احترام به نفس

احترام به نفس

اولیور وندل هولمز در جلسه ای حضور داشت.او کوتاه ترین مرد حاضر در جلسه بود.دوستی به مزاح رو به او گفت:

"آقای هولمز،تصور می کنم در میان ما بزرگان شما قدری احساس کوچکی می کنید."

هولمز پاسخ داد:"احساس نیم سکه طلائی را دارم که ما بین پول خرد قرار خرد قرار گرفته باشد."


پند:                                                                

با ارزش ترین چیز نزد هر انسان نفس اوست.

دوستان عزیز نظر یادتون نره

دعوت نوح(علیه السلام)و استدلال های او

دعوت نوح(علیه السلام)و استدلال های او

مسئله بت پرستی در میان قوم نوح به صورت گسترده ای نفوذ کرده بود و بت ها طرف دارانی جدّی داشتند،و همان گونه که گفتیم:شاید یکی از دلایل آن این بود که مرام بت پرستی،مرام و مسلک تازه ای بود که مردم با آن رو به رو شده بودند ودام جدیدی بود که شیطان سر راه سعادت و کمال مردم گسترده بود.از سوی دیگر،رشد کافی هم میان مردم آن زمان وجود نداشت تا به سود و زیان خود پی ببرند و به زشتی عمل خود واقف گردند.به هرحال آن اوضاع مشکلات بسیاری را برای نوح ایجاد کرده و آن بزرگوار را پیش برد هدف مقدس توحید و خداپرستی دچار زحمت بسیاری نمود و به سختی سخنان جان بخش وی در دل مردم اثر می کرد.

از طرز تکلم و استدلال آن پیامبر بزرگوار با مردم،و پاسخ هایی که آن بی خردان به او می دادند،سبک مغزی،لجاجت و سر سختی آن ها به خوبی معلوم می شود تا آنجا که برخی از آن مردم آن پیامبر بزرگوار را مورد تمسخر و استهزا قرار می دادند که برای نمونه ترجمه بعضی از آیات قرآن کریم را برای شما نقل می کنم.«ما نوح را به سوی قومش فرستادیم تا به آنها بگوید:من بیم رسانی آشکار هستم که شما را از عذاب خدا بیم دهم،تا جز وی را پرستش نکنید که من از عذاب دردناک آن روز بر شما بیمناکم».1

در این جا سران و بزرگان کافر قوم وی که به خاطر ثروت و قدرتی که داشتند خود را شریف تر از دیگران می پنداشتند،به نوح گفتند:«ما تو را جز بشری مانند خود نمی بینیم...».2و در آیه دیگری است که به یک دیگر گفتند:«او جز بشری همانند شما نیست که بدین وسیله می خواهد بر شما برتری جوید،و اگر خدا می خواست(برای هدایت افراد بشر رسولی بفرستد)فرشتگان را می فرستاد».و بلکه پافراتر گذاشته نسبت جنون،گمراهی و دروغ به نوح و پیروانش دادند و گفتند:«او جز مردی دیوانه نیست»3که به جنون دچار شده یا گفتند:«ما تو را در گمراهی آشکاری می بینیم».4و در آیه دیگری است که اظهار داشتند:«ما شمارا افرادی دروغ گو می پنداریم».5

که باید گفت که این سبک مغزان نابخرد و خیره سران لجوجی که تبلیغات نوح را مخالف با منافع مادّی و ریاست خود تشخیص می دادند،منطقی نداشتند تا به مبارزه با گفتار مستدّل و منطقی نوح برخیزند،بذا به این بهانه جویی ها و سفسطه بازی ها متوسل می شدند وگرنه هر عاقل با انصافی می داند که سنت الهی در مورد بعثت انبیا به همین صورت بوده که پیغمبر هر قومی را از جنس همان قوم،بلکه از میان همان ها برانگیزاند تا با معرفتی که مردم درباره اصل و نسب و خصوصیات زندگی او دارند،بهتر از او پیروی کنند و دعوتش را بهتر بپذیرند و تردید کمتری درباره اش باشد.

متاسفانه قوم نوح با این حرف نابجایی که می زدند،برای مخالفان و دشمنان دیگر پیمبران الهی نیز بهانه زیبنده ای به یادگار گذارده اند.

از جمله ایرادهای دیگری که به نوح گفتند این بود که بدو گفتند:«این چند تنی هم که پیرویت می کنند،جز فرومایگانی نیستند که بدون تامل به سخنانت گوش داده و دعوتت را پذیرفته اند».6و چون برتری و فضیلت را به پول و ثروت می دانستند،دنبال این سخن نا بجای خود گفتند:«و ما برتری و مزیتی نسبت به شما بر خود نمی بینیم،بلکه شما را دروغگو می پنداریم».و د رآیه دیگری است که از روی کمال تعجب یا تمسخر و استهزا به نوح می گفتند:«ما چگونه به......

ادامه متن را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

موسیقی چیست

موسیقی چیست


در لغت نامه ی دهخدا آمده است:«موسیقی یک کلمه فربی است و از یک کلمه ی یونانی گرفته شده که به هریک از نه ربّه النوع اساطیری یونان که حامیان هنرهای زیبا بودند،گفته شده است.

موسیقی عبارت است از علم تالیف لُحون،فنّ تالیف اَلحان،علم ادوار،علم نَغَمات،علمی است که بدان احوال نغمات و اَزمنه آن توان دانست...

موسیقی از ایران به عرب و از آنجا به زمان حکم بن هشام توسّط زرقون(زرگون)و عیون به اندلس و از اندلس به دیگر قسمت های اروپا نقل شده».

در فرهنگ معین آمده است:«موسیقی کلمه ی یونانی است که با کمی تغییرات وارد لغت عربی شده است و فن ترکیب اصوات است به نحوی که گوش خوشایند باشد.»


دوستان عزیز نظر یادتون نره

مخاطبان موسیقی متال

مخاطبان موسیقی متال1


علاقه مندان موسیقی متال دارای گروه سنی مشخصی هستند که از حدود 12 تا 14 سال شروع و به عموما به 28 تا 30 ختم می شوند.به ندرت اتفاق می افتد که این جوانان بعد از سن 30 سالگی یا ازدواج،به علاقه مندی خود نسبت به این موسیقی ها ادامه دهند.سن شایع این علاقه مندان بین 16 تا 24 سال می باشد.

نسبت حضور دختران به پسران در این موسیقی حدودا یک به ده می باشد و این به خاطر سبک و شکل این موسیقی و یا حتی ضد زن بودن این موسیقی ها است.دختران کمتر به موسیقی متال و بیشتر به موسیقی رپ علاقه مندند.

بیشتر علاقه مندان از نظر روحی و شخصیتی دارای ویژگی های خاصی هستند.آنها متفاوت بودن از دیگران را دوست دارند.عموما از نظر روانی سالم نیستند یا به طور کلی از معیار های عمومی سلامت روحی و روانی در جامعه سطح پایین تری دارند.آن ها از نظر خانوادگی نیز دارای مشکلات خاصی هستند و عموما از طرف خانواده دچار فشارها یا تنش هایی هستند.غالبا روابط جوانان علاقه مند به این موسیقی ها با پدر و مادر یا افراد خانواده تیره است و حتی عده ای خانواده را به طور کامل ترک کرده اند.

جوانان علاقه مند به این موسیقی ها از همه نوع خانواده هایی هستند ولی بیشتر آن ها از رفاه نسبی در خانواده برخوردارند.گرایش مذهبی در خانواده نقش مهمی را در علاقه مندی جوانان به این موسیقی ها بازی می کند.طرفداران این موسیقی بیشتر از خانواده هایی هستند که از نظر گرایش ها و تعصبات مذهبی در خانواده و یا میزان آزادی عمل فرزند در خانواده،دچار افراط و تفریط شده اند.

در بین این گروه ها عموما خانواده ها از گرایش های اعتقادی فرزندان خود اطلاعی ندارند و فقط ممکن است آشنایی بسیار ضعیفی با موسیقی مورد علاقه ی آن ها داشته باشند.


1.مقاله ی از موسیقی تا جادو،پایگاه اینترنتی خبری سیمرغ(با تصرف و تلخیص).

دوستان عزیز نظر یادتون نره


برادران شیطان

برادران شیطان


هرکس در دنیا برادر یا برادرانی دارد،و اگر احیانا برادری نداشته باشد برای خود بر می گزیند تا تنها نباشد.کسانی را که انتخاب می نماید باید با او هم فکر و هم عقیده باشند.

شیطان هم برای خود برادرانی برگزیده است.آن ها کسانی هستند که حق خویشان و هموطنان و بیچارگان و درماندگان را پایمال می کنند و به آنها نمی پردازند.اسراف و تبذیر می کنند مال خود را در راه غیر صحیح و فساد مصرف می نمایند،یا بدون انگیزه دارایی خود را ریخت و پاش می نمایند و به مصرف صحیح و عقلانی نمی رسانند.

چنین افرادی برادران شیطان اند.قرآن درباره آنها چنین می فرماید:

«انّ المبذّرین کانوا الشّیاطین و کان الشّیطان لرّبه کفوراً»

«به درستی که تبذیر کنندگان برادران شیطان اند و شیطان هم نعمت های پروردگارش را ناسپاس کرد».1


1.سوره اسراء آیه 27.

دوستان عزیز نظر یادتون نره

چرا خداوند شیطان را مهلت داده است؟

چرا خداوند شیطان را مهلت داده است؟


سوال دیگری پیش می آید و آن چنین است:بعد از این که شیطان خلق شد و نافرمانی خداوند را نمود،در مقابل عظمت،بزرگی و شوکت او تکبر ورزید،و از میان ملائکه بهشت و نعمت های آن رانده شد.چرا خداوند به او مهلت داد؟

چرا در خواست او درباره ی عمر طولانی و ادامه حیات او پذیرفت؟چرا فورا او را نابود نکرد که این گونه جنایت و خیانت خود ادامه ندهد و مردم را بیشتر به بدختی و شقاوت و عذاب نکشاند؟

جواب اینکه:

جهان جای آزمون است،می دانیم که آزمایش جزء در برابر دشمنان سرسخت و طوفان ها و بحران های خطرناک،امکان پذیر نیست،وجود نامبارک شیطان و حیات و زندگی او به عنوان یک دشمن و نقطه منفی برای تقویت پایه های دین باوری و نقاط مثبت یکدیگر،نه تنها ضرر نداشته و ندارد،بلکه موثر نیز خواهد بود.

قطع نظر از وجود شیطان،در وجود خود ما،غریزه های دیگری نیز هست که انسان را دز همه زمینه ها،می آزماید تا در برابر نیروهای عقلانی و روحانی قرار گیرد.به این ترتیب،در میان روح انسان پرورش می باید.مهلت شیطان و ادامه حیات او نیز تقویت این تضاد است،و تا او نباشد راه درست و مستقیم شناخته نخواهد شدو صف خوب نیک سیرتان بد،بر سیرتان مشخص نمی شود.

دیگر اینکه اگر به شیطان مهلت داده شد به خاطرآن همه ستایش و بندگی در برابر خداوند متعال بوده و عمر طولانی و مهلت او مکافات و پاداش عبادت های اوست.

سوم اینکه،خواسته تا وی بیشتر در عذاب خدا غرق شود،زیرا هر چه عمر طولانی گردد و مهلت بیشتر یابد،گناهانش بیشتر خواهد شد.چنان چه خداوند متعال می فرماید:

«آنان که کافر شدند(راه طغیان را در پیش گرفتند)تصور نکنند اگر به آنان مهلت دهیم به سود آن هاست.ما به آن ها مهلت می دهیم که بر گناهان خود بیافزایند و عذاب خار کننده ای برای آن ها باشد.»1

از این مهمتر،هرچند خداوند شیطان را در انجام وسوسه هایش آزاد گذاشته،ولی انسان را در برابر او بی دفاع نیافریده است.به او نیروی عقل و شعور و خرد داده است که می تواند سد محکم و نیرومندی در مقابل وسوسه های شیطان بسازد.

 


1.سوره آل عمران،آیه178.

دوستان عزیز نظر یادتون نره

چرا خداوند شیطان را آفرید؟

چرا خداوند شیطان را آفرید؟


بسیاری می پرسند:با اینکه خداوند می دانست او سرچشمه ی همه ی وسوسه ها و گمراهی ها و فریب کاری ها می شود و همه بدبختی های انسان از او خواهد بود؛آن هم موجودی هوشیار،زرنگ،کینه توز،مکار،پرفریب و مصمم.چرا او را آفرید؟اگر خدا انسان را برای تکامل و رسیدن به سعادت،از طریق بندگی خود آفریده،وجود شیطان که یک موجود ویران گر و ضد تکامل چه دلیلی می تواند داشته باشد؟

در پاسخ می توان گفت:خداوند شیطان را از آغاز آفرینش انسان نیافرید؛چون خلقت او از اول پاک و بی عیب بود و به همین دلیل سالیان درازی در میان صف فرشتگان مقرب خدای جای گرفته بود اگر چه از نظر خلقت و آفرینش جزء آنان نبود،ولی بعدا با سوء استفاده از آزادی بنا را بر ظغیان و سرکشی گذاشت و رانده ی درگاه خداوند و فرشتگان مقرب گردید و لقب شیطان گرفت.


دوستان عزیز نظر یادتون نره


نام ها و صفات شیطان

نام ها و صفات شیطان

برای شیطان نام ها و اسامی متعددی ذکر شده و آن ها از این قرارند:

1.ابلیس:این کلمه مفرد و دارای دو جمع(ابالیس و ابالسه)از ماده ی بلس و ابلاس گرفته شده.معنای آن ناامیدی؛مایوس شدن از رحمت خدا؛تحیر و سرگردانی؛حزنی که از شدت یاس پیدا می شود؛اندوهگین و سر در گریبان کردن؛آمده ابلیس،کلمه ی عربی و اسم خاص است و معروف شده برای همان کسی را که آدم را فریب داد و باعث بیرون شدن او و همسرش از بهشت گردید.و الان با تمام قدرت،خود و لشکریانش در کمین انسان های بی ایمان و سست عنصر،بلکه در کمین همه ی انسان ها بوده مگر بندگان مخلص،که از آنان مایوس است.

ابلیس،موجودی است حقیقی و زنده،با شعور،مکلف و نامرئی و فریب کار؛همان که از امر خدا سرپیچی نمود و هم اکنون هم مردم را اغوا می کند و بر انجام گناه و خلاف تشویق می نماید.

چهره ی ابلیس،چهره تکبر و عصیان،نخوت و تمرد،خودخواهی و خود لفظ ابلیس،به صورت مفرد،به یازده بار در قرآن آمده که جز دو مورد بقیه مربوط به خلقت آدم(ع)است.از جمله:

«همانا شما آدمیان را بیافریدیم و سپس شکل دادیم و پس از آن به فرشتگان امر کردیم که تا بر آدم سجده کنند،همه سجده کردند جز ابلیس،که از سجده کنندگان نبودند.»1

«فرشتگان را فرمان دادیم تا بر آدم سجده کنند،همه سجده کردند،جز ابلیس که سرپیچی و تکبر نمود و از کافران گردید.»2

«چون فرمان سجده بر آدم رسید همگی اطاعت کردند جز ابلیس،که از سجده بر آدم امتناع ورزید.خداوند فرمود:ای ابلیس!چه شد تو را که با دیگران بر آدم سجده نکردی؟.»3

2.وسواس:به معنای وسوسه گر،وسوسه کننده،به کلامی که در باطن انسان می گذرد و از درون خود انسان بجوشد یا شیطان و یا از کس دیگری-که از بیرون عامل آن شود-وسواس می گویند.وسواس در اصل صدای آهسته است که از به هم خوردن زینت آلات بر می خیزد و به هر صدای آهسته هم گفته می شود.معنای دیگر آن افکار بد و نامطلوب و مضری است که به ذهنانسان خطور می کند.و یا با صدای آهسته به سوی چیزی دعوت کردن و مخفیانه در قلب کسی نفوذ کردن هم وسوسه می گویند.کلمه ی وسواس و ماده ی وسواس در قرآن پنج بار استعمال شده است:

«من شر الوسواس الخناس،الذی یوسوس فی صدور الناس»4

«فوسوس لهما الشیطان»5

«فوسوس الیه الشیطان»6

«و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه»7

3.حارث:برخی معتقدند نام ابلیس حارث بود و این روایت از ضحاک است.از ابن عباس نقل شده است که ابلیس از قبیله ای از فرشتگان بود که خدای متعال ایشان را از آتش آفرید و نام این قبیله جان بود.8

4.عزازیل:طاووس از ابن عباس نقل می کند که نام ابلیس پیش از معصیت عزازیل بود.چون معصیت کرد،خدای تعالی او را از صف فرشتگان بیرون راند و نام او را ابلیس گردانید.9

برخی معتقدند که:

عززازیل نامی عبری به معنی عزیز خدا و یا نام بزی است که کفاره گناهان را بر او می گذراند و در وادی بایر و بی آب و علفی رها می کنند تا کفاره گناهان قوم خود را به موضعی نامعلوم ببرد.ابلیس قبل از معلون شدن دارای این نام بوده است.10

5.رجیم:چون ابراهیم او را در منی«رجم»(سنگسار)کرد،و یا اینکه توسط ملائکه به وسیله شهاب های آسمانی رجم شد.معنی رجیم همان ملعون است،زیرا لعن طرد از رحمت خداوند و دوری از رحمت واسعه او است.11

6.ابوالجان:«جان»یا«ابوالجان»یکی از نام های ابلیس است،همان گونه که آدم«ابوالبشر»است،چون ابلیس از نسل جن می باشد،لذا به جان یا ابوالجان معروف گشت.

بعضی معتقدند که ابوالجان پدر جنیان بوده است و برخی دیگر معتقدند که ابوالجان همان ابلیس است که خداوند متعال او را پیش از آدم از آتش آفرید.ضحاک از عبدالله ابن عباس نقل کرده است که:ابلیس زنده ای از زنده های فرشتگان است که آن را جان می نامند.بدین خاطر آن را جان خوانند که از چشم ما پوشیده است.لفظ جن یا جان می تواند مشترک باشد،که هم بر ابلیس و هم بر پدر جن اطلاق گردد.12

در روایتی از ابن عباس نقل شده که منظور از «جان»همان ابلیس است و نیز ابن عباس در روایت دیگری نقل کرده است که:

جان همان ابوالجن یا پدر جنیان است که به خاطر مخفی بودن،«جان»نامیده می شود همان گونه که جنیان جنین نامیده می شود؛زیرا جنین در شکم مادر مخفی است.13

7.جن:«جن»یکی از نام های ابلیس است.روایتی از ابن عباس نقل شده است که ابلیس را به این خاطر جن خوانند که از«خازنان جنان»بود و یا به خاطر پنهان بودنش از دیگان جن نامیده می شود.

8.ابومره یا ابوقره.14

9-ابوکردوس.15

10-ابوخلاف.16

11-ابودجاجه.17

12-شیخ نجدی.18

13-ابولبینی:چون لبینی نام دختر ابلیس بود.19

14-نائل.20

15-شیطان.21

16-خناس.22

17-صاغره.23

18-مذئوم.24

19-مدموره.25

20-مذموم.

21-عفریت.

ابوبصیر از امام صادق(ع)روایت کرده است که گفته از او درباره خناس پرسیدم فرمود:ابلیس،قلب انسان را می خورد،پس هروقت انسان یاد خدا کند،ابلیس از قلب دور می شود.26


1.سوره اعراف،آیه 11.            2.سوره بقره،آیه 34.       3.سوره حجر،آیه 32.

4-سوره الناس،آیات4و5.         5.سوره اعراف،آیه 19.     6.سوره طه،آیه110.

7.سوره ق،آیه 16.

8.تفسیر روح الجنان،ج1،ص137،مجمع البیان،ج1،ص191.تفسیر صافی،ج1،ص78 و تفسیر شریف لاهیجی،ج1،ص32.

9.کشف الاسرار،ج1،ص145،دارالمنثور،ج1،ص50.

10.لسان العرب،ج1،ص145.دارالمنثور،ج1،ص50.

11.تفسیر الکشاف،ج2،ص577.مجمع البیان،ج6،ص 517.

12.مجمع البیان،ج6،ص 516.

13.تفسیر البیر،ج7،ص59،بحارالنوار،ج63،ص59 باب حقیقة الجن.

14.تکتاب ابلیس در آیات و روایات،ص34.

15.همان.        16.همان.     17.همان.       18.همان.           19. همان.                20.همان.        21.همان.      22.همان.

23.کتاب کمین گاه شیطان.    24.سوره اعراف،آیه17.      25.سوره اعراف،آیه17.

26.بحاراالنوار،ج63،ص197.

دوستان عزیز نظر یادتون نره.

خلقت شیطان

خلقت شیطان


شیطان از نژاد جن است خداوند ایشان را از آتش بی دود(وباد)پدید آورد،و مثل انسان عقل و شهوت به آن ها داده شده است.

خلقت جن قبل از آدم(ع)و هم زمان با خلقت نسناس بوده است.1

خداوند درباره ی خلقت آنان چنین فرموده است:«و الجان خلقناه من قبل من نار السموم».

«ما طایفه جن را قبل از انسان از آتش گرم و سوزان-و شعله ور بدون دود-آفریدیم».2


1-کتاب کمین گاه شیطان                              2-سوره ی حجرات،آیه 27.

چگونگی ازدواج شیطان

چگونگی ازدواج شیطان


راجع به ازدواج ابلیس که چه موقع بوده،و با چه کسی ازدواج نموده و همسر او چگونه پیدا شده و دختر چه کسی است؟دو قول نقل شده است:

مجمع البحرین در لغت شیطان می نویسد:وقتی خداوند متعال،اراده کرد که برای ابلیس همسر و نسلی قرار دهد غضب را بر وی مستولی ساخت و از غضب او تکه ی آتشی پیدا شد،از آن آتش برای او همسری آفرید.1

در نقل دیگری آمده است:ابلیس-که اسم اولی او عزازیل است-از همان دورانی جوانی-در میان قوم خود مشغول عبادت و بندگی خداوند بود تا بزرگ شد و به موقع ازدواج رسید.وقتی تصمیم به ازدواج گرفت،با دختر«روحا»به اسم«لهبا»که آن هم از طایفه ی جن بود ازدواج نمود.بعد از آن که ایشان با هم ازدواج کردند،فرزندان زیادی از آن ملعون به وجود آمد که از شمارش بیرون رفت،به طوری که زمین از آن ها پر شد.همه ی آن ها مشغول عبادت و بندگی خداوند متعال شدند و مدتی طولانی خداوند را عبادت کردند.در میان عبادت ایشان،عبادت و بندگی ابلیس بیشتر از همه ی آن ها بود.از همین جهت،بعد از آن که خداوند متعال اختلاف و خون ریزی را در یمان طایفه ی جن و نسناس (طایفه ای که به جای انسان فعلی بودند)دید،هر دو طایفه را هلاک کرد و از میان آن طایفه فقط ابلیس را نگاه داشت.بعدا فرشتگان او را به آسمان بردند.آن ملعون هم در آسمان اول مدتی در میان ملائکه،خدا را عبادت کرد بعد به آسمان دوم و سوم تا آسمان هفتم پیش رفت و با ملائکه هر آسمان خدا راستایش کرد و تا وقتی که خداوند آدم(ع)را خلق فرمود،و دستور سجده داد.او هم سرپیچی کرد و رانده شد.2

پس زن و فرزند او هم جزء هلاک شدگان هستند.او بدون زن و فرزند به آسمان رفته و آن جاهم احتیاج به زن داشت،بعد از بیرون آمدن از بهشت هم،زنی برای او به وجود نیامد.


1-مجمع البحرین قدیمی،ص 48.               

2-اقتباس از تفسیر رهان جلد2 ذیل آیات سوره حجر مربوط به آدم.

شیطان کیست؟

شیطان کیست؟                             

شیطان در لغت به معنی سرکش،نافرمان از مردم و پری و ستور می باشد.

«انما یرید الشیطان یوقع بینکم العداوه و البغضاء».1

شیطان می خواهد بین شما دشمنی و بغض و کینه ایجاد نماید.

1-اولین کسی که خداوند متعال به او لعنت نموده است.2

2- اولین کسی که عبادت و بندگی او فرشتگان را تعجب در آورد!

3-اولین کسی که برای زیبایی،زلف گذاشت.3

4-اولین کسی که برای مخالفت با پیامبران ریش خود را تراشید.4

5-اولین کسی که جبرئیل و مکائیل و اسرافیل او را لعنت نمودند.5

6-اولین کسی که سحر و جادوگری را به مردم یاد داد.6

7-اولین کسی که با ابوبکر بیعت کرد تا مردم را منرحف سازد و از مسیر حقبرگرداند.7

8-اولین کسی که لواط کرد8و لواط داد؛چون زمانی به میان قوم لوط آمد و خود را در اختیار آنان قرار داد تا با او لواط کنند.9

از امیرالمومنین(ع)راجع به نخستین کسی که عمل زشت لواط،(کار قوم لوط)را انجام داد پرسیدند؛

فرمود:ابلیس بود و این کاز زشت را با خود انجام داد.

حضرت علی(ع)از رسول اکرم(ص)روایت کرده اند که فرمود:«...وقتی خدا فرمان هبوط آدم را صادر کرد،آدم با همسرش هبوط کردند،ابلیس در حالی که بدون جفت بود،هبوط نمود و او اولین کسی است که با خود لواط کرد».10

9-اولین کسی که غنا و آواز خواند،در همان زمانی که آدم(ع)از درخت نهی شده خورد.11

10-اولین کسی که به خدا شرک ورزید.

از امیر المونین(ع)روایت شده:ابلیس نخستین کسی است که کافر شد و اساس کفر را بنیان نهاد،چنانکه همین سخن از امام صادق(ع)نیز روایت شده است.12

11-اولین کسی که به منبر رفت و برای ملائکه سخنرانی و صحبت کرد.

12-اولین کسی که نماز خواند و یک رکعت آن چهارهزار سال طول کشید.13

13-اولین کسی که به دروغ قسم خورد و گفت:من شمارا نصیحت می کنم.14

14-اولین کسی که به دروغ گفت:خدا گفته از این درخت نخورید،چون درخت جاوید است و اگر کسی از آن بخورد تا ابد جاوید می ماند و با خدا شریک می شود.15

15-اولین کسی که نوحه خواند و گریست،چون او را به زمین فرستادند؛به یاد بهشت و نعمت های آن نوحه و گریه کرد.16

جابر از نبی اکرم(ص)آورده است که فرمود:ابلیس کسی است که صدا به گریه زاری بلند رد اولین کسی است که آواز خوانی آغاز نمود و اولین سرآینده است.

آنگاه فرمود:وقتی آدم از شجره منهیه تناول نمود ابلیس آواز سر داد،و به هنگام هبوط سرود می خواند،وقتی در زمین استقرار یافت گریه و زاری آغاز کرد و به نعمت های بهشت(افسوس می خورد)و از آن یاد می کرد.17

16-اولین کسی که ساز درست کرد و خود آن را نواخت.18

17-اولین کسی که دستور مساحقه داد.

امام باقر(ع)فرمود:«وقتی خواسته ابلیس در قوم لوط عملی شد،خود را به صورت زنی در آورد و سراغ زنان رفت و گفت آیا مردان شما با هم لوط می کنند؟و در جواب گفتند:آری.دستور داد شما نیز باهم مساحقه کنید».19

از امام باقر(ع)روایت کرده اند که فرمود:وقتی ابلیس دید کارش(یعنی اغوا به لوط)در مورد مردان عملی گشت؛به سراغ زنان آمد و خود را به صورت زن در آورد و گفت:مردان شما با هم در می آمیزند؟

گفتند:آری و ابلیس آنان را،اغوا کرد و زنان به زنان بسنده نمودند.20

18-قیاس:

از امیرالمومنین(ع)روایت شده است:ابلیس نخستین کسی است که کافر شد و اساس کفر را بنیان نهاد،چنانچههمین سخن از امام صادق(ع)نیز روایت شده است.21

19-استکبار:

طی روایات متعددی آمده است که:نخستین معصیتی که از نخوت درونی بازگو می کرد و از روی کبر روی داد،از ابلیس سر زد،و استکبار،نخستین گناهی که از نافرمایان در برابر امر الهی می گرفت روی داد.22


1-سوره مائده آیه۳            .۹۱-سوره ص،آیه78.                3-کتاب ابلیس،ص164 و 165.

4-کتاب کمین گاه شیطان.    5-کتاب کمین گاه شیطان.     ۶-سوره بقره،آیه102.

7-کتاب سلیم بن قیس.       8-بحار،ج93،ص306.              9-کتاب کمین گاه شیطان.

10کتاب ابلیس درآیات و روایات،ص72.                             11-بحار،ج60،ص199و 219.

12-کتاب ابلیس درآیات و روایات،ص72.                            13-نهج البلاغه،خطبه قاصعه.

14-اعراف،آیه 21.              15-طه،آیه 20. ۱۶                 16-کتاب کمینگاه شیطان.

17-ابلیس در آیات و روایات،ص73.     

18-نهج البلاغه خطبه قاصعه.

19-کافی،ج5،ص544،ج60،ص278.                                20-کتاب سلیم بن قیس.

21-بحار،ج93،ص306. ۲۲                                            22-کتاب کمین گاه شیطان

دوستان عزیز نظر یادتون نره